تبلیغات
سرزمین عاشقان پاک نیت


سرزمین عاشقان پاک نیت

هر کسی با هر طرز تفکری حق زندگی کردن دارد

خدایا فقط تو را می خواهم.....باور کرده ام که فقط تویی سنگ صبور حرف هایم
می ترسم از اینکه بگم دوسش دارم...اون نمی دونه که با دل من چه کرده...نمی دونه که دلی رو اسیر خودش کرده
هنوز در باورم نیست که دل به اون دادم و...


اون شده همه هستی ام



روز های اول آشنایی را بیاد میاورم آمدنش زیبا بود ...آنقدر زیبا حرف می زد که به راحتی دل به او باختم و او شد اولین عشقم در زندگی
بارالها گویی تو تمام زیبایی های عالم را در چهره و کلام او نهاده بودی
واین گونه مرا اسیر او کردی و دل کندن از او شد برایم محال و داشتنش بزرگترین ارزویم در زندگی
حالا که عاشقش شدم تو بگو چه کنم که تنهایم نگذارد....خدایا امشب به تو می گویم چون تو تنها مونس تنهایی هایم هستی..
چگونه بگویم بدون او می میرم....او رفته و در باورم نیست نبودنش...
خود خوب می دانم او مرا کودکی فرض کرد که نمی داند عشق چیست و برای عاشقی حرمتی قائل نمی باشد
مرا به بازی گرفت یا شاید....نمی دانم.....دگر هیچ نمی دانی.. اعتراف می کنم نفسم به بودن او وابسته است
بعد رفتن او دگر این نفس را هم نمی خواهم....حال تو بگو چه کنم ؟
بار خدایا دوست دارم مرا بفهمد حتی برای یه لحظه

 


نوشته شده در چهارشنبه 22 دی 1389 ساعت 06:25 ب.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |

من خدایی دارم،
که در این نزدیکی است

نه در آن بالاها

مهربان، خوب، قشنگ

چهره اش نورانیست ...


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 17 بهمن 1390 ساعت 05:21 ب.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |

 

 

 

من در شهری زندگی می کنم که یکی از معروف ترین سمفونی های موزارت را روی دنده عقب وانت می گذارند

 ادامه مطلب...!


 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه 10 دی 1390 ساعت 12:40 ب.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |

عشق به میهن
میترادات دختر مهرداد پادشاه اشکانی خواب دید ماری سیاه به شهر حمله کرده است. سربازان مار را به بند کشیدند و چون پدرش آن مار زشت را بدید دست او را گرفت و به مار پیشکش کرد. مار به دورخود پیچید...


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر 1390 ساعت 01:31 ب.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |

با سلام خدمت دوستان عزیز شرمنده ام که چند مدتی میشه نیستم.اما شاید از این به بعد بتونم بیام و براتون مطالبی بزارم و امیدوارم که لذت ببرید.من یه چند وقتی میشه که اومدم شهر مهاجران در استان مرکزی اینجا زیبای های خودش رو داره و من از اینجا خیلی لذت بردم بخصوص از سکوتش،وقتی برای  اولین بار به اینجا سفر می کنی فکر می کنی که به یک شهر اروپای اومدی آخه اینجا رو خیلی درست و حسابی دروست کردن اینجا از تیرهای برق خبری نیست و کابل های برق رو از زیرزمین بردند.به هر حال من از اینجا خیلی خوشم اومده و اینجا رو دوست دارم اما حیف که یکی دو روز دیگه بشتر اینجا نیستم .
چندتا عکس از این شهر زیبا براتون می زارم امیدوارم که لذت ببرید.


نوشته شده در سه شنبه 29 شهریور 1390 ساعت 05:53 ب.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |



پریشانم، 

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟! 

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی. 

خداوندا! 

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی 
.
.
.

نوشته شده در چهارشنبه 20 بهمن 1389 ساعت 09:48 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |





در کیش ایران باستان زناشویی به منظور زندگی خوش و خرم و اتحاد و اتفاق و ازدیاد نفوس و تشکیل خانواده چنان بر پایه صحیح و محکم استوار بوده که خود به خود ضامن بقا و دوام زندگی مشترک بود و مهر ومحبت را بین زن و شوهر برای همیشه برقرار می ساخت...

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 20 بهمن 1389 ساعت 09:41 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |















نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 ساعت 10:35 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |



در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است،

زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است،

                         زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است،


نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 ساعت 10:17 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |


مردم چه می گویند ؟

می خواستم به دنیا بیایم، در زایشگاه عمومی، پدر بزرگم به مادرم گفت: فقط بیمارستان

خصوصی. مادرم گفت:

 چرا؟...گفت: مردم چه

 می گویند؟

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 ساعت 09:43 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |

زندگی همچون بادکنکی است در دستان کودکی که همیشه ترس از ترکیدن آن لذت

داشتن آن را از بین می برد......




نوشته شده در سه شنبه 12 بهمن 1389 ساعت 09:32 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |












نوشته شده در دوشنبه 11 بهمن 1389 ساعت 11:19 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |




یک تست ساده و جذاب که باید با صداقت به سوالات آن پاسخ دهید

نوشته شده در دوشنبه 11 بهمن 1389 ساعت 11:07 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |

کورش تو نخواب


روزی کوروش در حال نیایش با خدا گفت: خدایا به عنوان کسی که عمری پربار داشته وجز خدمت به بشر هیچ نکرده از تو خواهشی دارم. آیا میتوانم آن را مطرح کنم؟خدا گفت: البته!
- از تو میخواهم یک روز، فقط یک روز به من فرصتی دهی تا ایران امروز رابررسی کنم.سوگند میخورم که پس از آن هرگز تمنایی از تو نداشته باشم.
- چرا چنین چیزی را میخواهی؟ به جز این هرچه بخواهی برآورده میکنم، اما این را نخواه...

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه 27 دی 1389 ساعت 09:09 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |



یه روز تو خیابون با دوستم مهدی  قدم می زدیم و گردنبند فرهر هم  تو گردنمون بود.مردی دوچرخه سوار وایستاد و گفت اون چیه تو گردنتونه منم تعجب کنان گفتم این فروهره گفت یعنی چی گفتم نماد باستانی ایرانیان اون هم سریع گفت اون نماد شیطان پرستیه و سریع رفت و واینستاد که جوابشو بدم و براش اینو معرفی کنم به همین خاطر این مطلب و می زارم تا اگه کسی هست که هنوز واقعا ندونه که فروهر چیه دیگه مثل این آقا حداقل توهین نکنه چون فروهر نه که نماد شیطان پرستی نیست بلکه نماد یکتا پرستی نیز هست..............


نوشته شده در شنبه 25 دی 1389 ساعت 02:55 ب.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |



 "فرزندم برنج بخور من گرسنه نیستم "و این اوّلین دروغی بود که به من گفت.

زمان گذشت و قدری بزرگتر شدم. مادرم کارهای منزل را تمام میکرد و بعد برای صید ماهی به نهر کوچکی که در کنار منزلمان بود می‏رفت. مادرم دوست داشت من ماهی بخورم تا رشد و نموّ خوبی داشته باشم...


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه 24 دی 1389 ساعت 03:07 ب.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |












نوشته شده در پنجشنبه 23 دی 1389 ساعت 11:51 ق.ظ توسط امیرعلی رحیمی نظرات | |


:قالبساز: :بهاربیست: